فردا می بینم ات و این موهبتی بزرگ است . سراسر وجودم پر از عشق است و امید . چون هنوز تو را دارم . مثل نوبتهای اول خوابم نمیبرد . بس که هیجان دارم . فردا را من چشم در راهم
سهشنبه، تیر ۰۹، ۱۳۸۸
روز سوم
فردا می بینم ات و این موهبتی بزرگ است . سراسر وجودم پر از عشق است و امید . چون هنوز تو را دارم . مثل نوبتهای اول خوابم نمیبرد . بس که هیجان دارم . فردا را من چشم در راهم
دوشنبه، تیر ۰۸، ۱۳۸۸
روز دوم
امروز مشکی پوشیده بودم ، با ریش نتراشیده و موهای ساده . انگار اینجور راحت تر باشم . هر کس پرسید گفتم عزادارم . عزادار یک دوست . توضیح ندادم . عصر تا دیر وقت بدون هدف در شرکت ماندم و باز بی هدف راندم . دلم سینما خواست . درباره الی . سینما آزادی بلیط داشت . نگرفتم یعنی دلم نیامد . راهم را کج کردم به سمت جنوب شریعتی . راستش را بخواهی از شلوغی و التهاب ولیعصر میترسیدم . رسیدم به سینما صحرا . شاید مفلوک ترین سینمای ایران و ناخود آگاه رفتم به تماشای تخمی ترین فیلم دنیا . درون سالن روی صندلی های چوبی مخملی شاید 10 نفر هم نبودند . یک فیلم مزخزف کمدی . فقط خواستم جایی به تماشای فیلمی بروم که تو هیچ نخواهی رفت و نخواهی دید .
روزم گذشت . بی هیچ هیجانی . روز تو چه گونه بود . امروز خوشبخت بودی ؟
روز اول
یکشنبه، تیر ۰۷، ۱۳۸۸
پنجشنبه، اردیبهشت ۲۴، ۱۳۸۸
بازاريابي كاغذي
تب وتاب شركتهاي هرمي و در راس آنها گلد - كو - يست مدت زمان زيادي است كه به پايان رسيده . بعد از مواجه شدن جامعه با عده ي كثيري از مال باختگان ، دافعه ايي شديد با هر نوع پرزنت خصوصي و عمومي بوجود آمد .
" مي خواهم شما را با كاري آشنا كنم كه تو اون ياس هست ، اميد هست ، و پيروزي و شكست ..." اينها جملاتي بودن كه در معرفي شبكه فروش بيان ميشدند. و شما با چشمهايي گرد شده به دايره هاي درخت واره يي نگاه ميكرديد كه برروي يك صفحه سفيد براي شما نويد آور سودهاي كلان بود . در اينجا قصد يادآوري يك تجربه اكسپاير شده را ندارم ولي چيزي كه هست اين روزها نوع جديد از بازاريابي (فروش مستقيم ) محصولات با رويكردي جديد اكثريت جامعه مصرفي را هدف قرار داده است . فروش محصولات آرايشي - بهداشتي و بازار مصرف بانوان.
محصولات اوريف ليم آنگونه كه در بخش فارسي سايت خود معرفي شده فقط از طريق بازاريابي شبكه ايي به فروش ميرسد . محصولاتي برپايه ي گياهي از كمپاني ايي سوئدي
اين روزها در هر مكاني كه رفت و آمدهاي خانم ها جريان داشته باشد حتما چند نفري را با بروشورهاي اين شركت خواهيد ديد . كساني كه خود را مشاور فروش معرفي ميكنند و با آب و تاب از محصول ها تعريف ميكنند . ولي واقعا چند درصد اين مشاوران در مورد پوست و زيبايي تخصص دارند ؟ آيا تجربه شخصي آنها در استفاده از محصولات براي شخص شما كافي است ؟
در مرحله دوم ساپورت شركت اصلي از فروشنده ها است. معطلي چند ساعتي در دفتر مركزي ، ثبت سفارش آنلاين و در نهايت كسري موجودي انبار و ادامه دار نبودن عرضه يك نوع خاص از محصول در آينده از معضلات اين نوع ماركتبنگ در ايران است .
آيا شما زمان كافي در حد حداقل يك هفته براي تهيه يك شامپو يا دئودرانت را داريد ؟
آيا بررسي محصول در بروشور را به لمس و تست آن در فروشگاه ترجيح ميدهيد ؟
آيا از روي تصوير ميشود به بو و طعم آن رسيد ؟
ترجيح شما در قيمت برابر ، كدام است ؟ غولهاي آرايشي پاريس يا يك محصول كاتالوگي ؟
خود قضاوت كنيد ... جاي بحث فراوان است .
پ ن 1 : موضوع اين نوشته تخريب شركت ياد شده نيست ؛ بلكه نقدي است از بازخورد جامعه به شيوه هاي جديد ماركتينگ و ضعف هاي آن در ايران
پ ن 2 : جوابيه رسمي شركت اوريف ليم پرشيا به خبرگذاري فارس در مورد اتهام هاي مطرح شده
پنجشنبه، فروردین ۲۷، ۱۳۸۸
چهارشنبه، فروردین ۰۵، ۱۳۸۸
خوشبختی
No Twitt
نامه شد ایمیل ، ایمیل هم شد IM .خاطرات نویسی شد وبلاگ نویسی حالا هم وبلاگ نویسی شده توییت کردن . آخر سر هم بعد از چند سال یک حجم بی سر و ته از نوشته های یکی دو جمله ای و چند صد لینک سوخته خواهی داشت که به لعنت خلق خدا هم نمی ارزد . اگر توییتی هم باشد به لطف ScribeFire اینجا خواهم نوشت .
پ ن : کاش این Last.fm دوست داشتنی را میشد همه جا با خود داشت . مثلا تو ماشین
اشتراك فيد رواز دست نديدن !
شنبه، فروردین ۰۱، ۱۳۸۸
نو ! روز 88
من که دیگر هیچ فرقی بین روزهای کشدار آخر اسفند و خماری های فروردین نمیبینم .
روزگارم از چند ماه پیش فرق نکرده است . فقط غمگین تر ام و معنی این نوروز نیست .
می گذرانم این روزها را به امید جرقه ایی در آینده که تو هم باشی در روشنایی اش . شاید به قول تو دیگر آن زمان تجربه دهه دوم زندگی ام را نداشته باشم ولی برای من که از هیجان دورم فرقی نمیکند که در سی و اندی سال در تراس ویلایی نظاره گر نسیم دریایی باشم یا امروز در هیاهوی دوستان گم شوم بر بستر ساحل بی آنکه بوی خنکای آن را حس کنم . پس همچنان در انتظارشانزدهم فروردین مینشینم تا شاید دوباره غرق شوم در دریای روزمرگی
اشتراك فيد رواز دست نديدن !
شنبه، بهمن ۱۹، ۱۳۸۷
دوشنبه، دی ۳۰، ۱۳۸۷
بی خبری
دوشنبه، دی ۲۳، ۱۳۸۷
انقباض
كلاس هايي كه نرفتم . استادهايي كه نميشناسم ، امتحان هايي كه نميدانم كي هست و عده ي كثيري كه در كتابخانه زندگي ميكنند .
تضاد شديد موقعيت شغلي ام و درس و دانشگاه باعث شده كه هميشه در موقعيت منقبض كننده ايي قرار داشته باشم .
ديگر بي خيال شده ام . هر چه بادا باد .
هر چه روزها بيشتر ميگذرد بدست آوردن تحصيلات راحت تر از بدست آوردن شغل خوب خواهد شد.
دوشنبه، دی ۰۲، ۱۳۸۷
آی پود
طرف تو شرکت سیسکو رو جویده ، به قول خودش خدای ماکروسافته ؛
اونوقت آی پاد نانو ی 8 گیگ دیده میگه :
- آره این آی پود 8 گیگ مال اَپل ه وابسته به صنایع اٌپل آلمان
یکشنبه، دی ۰۱، ۱۳۸۷
دل ماسيده
قلـــبــم گرفته . هوا خامــــه ايي نيست ، دلــــم ماسيـــــده
شركت ؛ اول دي
شنبه، آذر ۳۰، ۱۳۸۷
سهشنبه، آذر ۱۲، ۱۳۸۷
مروري بر سه گانه پدرخوانده ساخته فرانسيس كاپولا
قدرت بین 5 خانواده بزرگ تقسیم شده و هرکدام کنترل بخشی را در دست دست دارند، این میان دن ویتو کرلئونه (مارلون براندو) پدرخواندهی قدرتمندترین خانواده شهره و درآمدش از کازینوهاییست که تحت کنترل داره، مردی خانواده دوست و مذهبیست، برای افراد خانواده هر کاری میکنه و در کل برای خودش مملکتی داره! اوضاع خوبه تا زمانی که خانوادههای رقیب به واسطه یک دلال ترک خیال افتادن در تجارت پرسود مواد مخدر را دارند، اما این وسط نیازمند حمایت دن کرلئونه هستند، چون عمده سیاستمداران و سران پلیس جیرهخوار او هستند و فقط اوست که میتواند پوشش خوبی برای این کار ایجاد کند، اما دن ویتو با مواد مخدر مخالفه و پیشنهاد چرب خانوادههای دیگر را رد میکنه، این مخالفت باعث ایجاد یکسری درگیریها در بین خانوادهها میشه.این فیلم توسط کابران IMDB به عنوان برترین فیلم تاریخ سینما شناخته شده و علاوه بر براندو، آل پاچینو نیز در نقش مایکل، پسر کوچک خانواده بازی میکنه!جمله به یاد ماندنی: نگذار کسی بفهمه که چی فکر میکنی!
The Godfather : Part II 1974

در این قسمت از فیلم دو داستان به موازات هم روایت میشه، یکی داستان اینکه ویتو کرلئونه جوان (رابرت دنیرو) چطور به قدرت میرسد و دیگری هم ادامه ماجراهای خانواده است. در این بخش از داستان دن مایکل کرلئونه ( آل پاچینو) که پس از پدر به عنوان پدرخواندگی رسیده در پی اوضاع جامعه که تغییر کرده سعی داره که فعالیتهای خانواد را زیر پوشش قانون ببره! این فیلم هم در جمع 250 فیلم برتر به انتخاب کاربران IMDB رتبه سوم را داره!
جمله به یاد ماندنی: به دوستانت نزدیک باش، به دشمنانت نزدیکتر!
The Godfather : Part III 1990
دوره زمونه عوض شده، دن مایکل هم پیر و به شدت محافظهکار شده، دامنه فعالیتهای خانواده از آمریکا فراتر رفته، پسرش حرفش را نمیخونه و دانشکده حقوق را ول میکنه و دنبال موسیقی میره، برادرزادهاش که مثل پدرش تندخو هست، زیر بار کند رویهای عمو نمیره، دن هم خیال داره که رسما بره تو کار بورس و این حرفا و با کمکهایی که به واتیکان میکنه شدیدا خودش را پشت کلیسا پنهان کرده!جمله به یاد ماندنی: این نشان را شخص پاپ به دن اعطا کرده، یعنی شما بهتر از پاپ میفهمید؟
جمله 2: جنایت و سیاست دوروی یک سکه هستند!
برگرفته از وبلاگ آجرپاره
دوشنبه، آذر ۰۴، ۱۳۸۷
شنبه، آبان ۱۸، ۱۳۸۷
مثلا از مارك پالتوش كه روش اسم طرف حك شده، ته سيگارش يا بليط اپرايي كه واسه آخر هفته اس.
حالا چند وقته دارم فكر ميكنم اگه يه روز كشته بشم و هيچ مدرك هويتي همراهم نباشه چه چيزي دارم كه منو از بقيه متمايز كنه .
. شايد سيگار دانهيل ام ، شايدم انگشترم ..... نميدونم
چهارشنبه، آبان ۰۸، ۱۳۸۷
- دو بليت برای نخستين شب اجرای تازهترين نمايشام ضميمه كردهام؛ يك دوست همراهتان بياوريد... اگر داشته باشید. (پيام جرج برنارد شاو به وينستن چرچيل)
- ممكن است برای نخستين شب نتوانم بيايم، شب دوم خواهم آمد... اگر وجود داشته باشد. (پيام وينستن چرچيل به جرج برنارد شاو)
براي اين بود ....
سهشنبه، مهر ۳۰، ۱۳۸۷

كه من با تو تمام دلتنگي هاي اين شهر خاكستري را گم خواهم كرد
و در پاريس، كنار ميدان كنكورد در كافه ايي به بزرگي تمام نجواهاي
شبانه ي تنهاييمان زندگي را مزمزه خواهم كرد ؛ و من هنوز
با حريق يادها در گذرم
