دوشنبه، مهر ۰۶، ۱۳۸۸

ماه روز شور نبودن شور

امروز دقیقا سه ماه شد . سه ماه از مرثیه تلخ جدایی

6 مهر 88

شنبه، شهریور ۲۱، ۱۳۸۸

چراغ خاموش ، چراغ سوخته نیست

این بار من همه ی چراغ ها را خاموش میکنم ،
اگر روزی تاریکی خسته ات کرد روشن اش کن .

پنجشنبه، شهریور ۱۹، ۱۳۸۸

گلوگاه آینده

و کلام آخر اینکه در اين دنیا هيچ چیز بین آدمها تمام نخواهد شد . گلوگاه قلبشان روزی راهت را خواهد گرفت . حال به حس ی، کلامی یا نگاهی . در رابطه ی انسانها هیچ چیز قطعی نیست . روزی به این حرفم خواهی رسيد . پس تا آن روز این نوشته را داشته باش . شايد زمانی احتیاج به مرور کردنش داشته باشی .

چهارشنبه، شهریور ۱۸، ۱۳۸۸

آرزو و تمنا

امشب آرامم . خالی از هر چه تمنا . فقط تو را آرزو کردم .

19 رمضان برابر با شب نوزدهم شهریور و نهم برج 9 سال 2009 ؛

امشب جفت شش آوردم ، شاید بزرگترین هدیه تولدم را گرفته باشم .

یکشنبه، شهریور ۱۵، ۱۳۸۸

شیرینی و تلخی

سالها قبل روزه ام را با آب نباتی می شکستی ، به بهانه ی  شرینی بوسه ایی .
امروز از تلخی غم رفتارت ، روزه ام را شکسته ام .
ثواب آنروز مال من ، گناه امروز مال تو

پنجشنبه، شهریور ۱۲، ۱۳۸۸

من و یار و آوار

وقتی که آفتاب کم جون این روزها همراه با باد خنک شهریور به صورتم میخوره ، یه همچین روزی تو یه پنج شنبه شهریوری که مال منه دلم شدیدا برات تنگ میشم . درست شب سالگرد مرگ فرهاد دلم برات تنگ میشه .

تو هم با من نبودی! آنکه ذات درد را، باید صدا باشد!

یاد افطاری های دو نفری ، شیان ، فرحزاد ، مفتح . عکسهایت را نه از کیف پولم بر میدارم ، نه از موبایلم پاک میکنم و نه از دوربین . تو هستی ، وجود داری و من روزی تو را مومن خواهم کرد .

می خواهم خرد کنم مثال " هرکه از دیده رود ، از دل برود " را .

و یا با من ، چنان همسفره شب ،

باید از جنس من و عشق و خدا باشد

تو هم مومن نبودی

بر گلیم ما و حتی ، در حریم ما ...

ولی تو یار بودی و هستی ، آوار این روزگار است که نمیگذارم بر سرم خراب شود .

دوشنبه، شهریور ۰۲، ۱۳۸۸

No Name

من دیوانه ی کامنت های

چهارشنبه، مرداد ۰۷، ۱۳۸۸

دوشنبه، مرداد ۰۵، ۱۳۸۸

چهارشنبه، تیر ۳۱، ۱۳۸۸

ادامه دارد ...

آغازمیکنم از جایی که پایانش را نمیدانم .

 سی و یکم تیرماه ۱۳۸۸/ طهران



یکشنبه، تیر ۲۸، ۱۳۸۸

صبر

عزیزم، آزمایش صبر است،آرام باش

شنبه، تیر ۲۷، ۱۳۸۸

آغوش

تن سوخته آغوش مي خواهد ، استخر روباز بهانه است .

پنجشنبه، تیر ۲۵، ۱۳۸۸

4 قابلیت جدید در گوگل ریدر

دیروز وبلاگ رسمی گوگل ریدرخبر از چهار ویژگی جدید در این سیستم خبر داد .

دراین پست نگاه اجمالی به این ویژگی ها خواهیم داشت .

1 - امکان جستجوی پیشرفته : با این قابلیت شما امکان جستجوی دقیق تری از افراد برای دنبال کردن موارد اشراکی آنها خواهید داشت. جستجو بر اساس اسم ، مکان و موضوع





2 - امکان به اشتراک گذاری محدود : تنها افرادی که در لیست شما هستند امکان دسترسی و ایجاد کامنت برموارد به اشتراک گذاشته ی شما را دارند . این افراد شامل گروهای ایجاد شده توسط جی میل شما نیز میباشند.


3- اضافه کردن یک لینک در موارد به اشتراک گذاشته ی شما : این قابلیت به شما این امکان را میدهد تا با اضافه کردن یک لینک به موارد شیر شده شما ، بقیه افراد را در دستیابی به پروفایل شما دنبال کردن همیشگی موارد اشتراکی شما یاری کند .



4- لایک : با این گزینه همانند بقیه سایتهای به اشراک گذاری ( فرندفید ، فیس بوک ) امکان لایک زدن را در هر نوشته تجربه خواهید کرد.


پ ن : این مطلب یک ترجمه آزاد و کلی از بلاگ گوگل ریدر میباشد . طبیعتا ترجمه ی دقیقی نیست .

دوشنبه، تیر ۲۲، ۱۳۸۸

سکوت

سکوت ام از رضایت نیست ...

شنبه، تیر ۲۰، ۱۳۸۸

Never leave your partner behind

امروز پخش این فیلم از شبکه دو یهترین اتفاقی بود که می توانست این روزها  برایم بیافتد . مدتها بود از دیدن یک درام اینقدر لذت نبرده بودم .



فیلم ضد آتش (IMDb - Wiki) ساخته الکس  کندریک در سال 2008 بر مبنای فیلمنامه خودش و استفن کندریک به مدت 122 دقیقه درباره زوجی است که بعد از 7 سال کارشان به طلاق میکشد و در این میان عواملی که به نجات زندگی آنها کمک می کند




جمعه، تیر ۱۹، ۱۳۸۸

عالم زر ، عالم طلا ، عالم تو

از تمام عروسی ها دلم میگیرد . زمانی که پدر داماد خطاب به میهمانان میگفت که عهد این دو در عالم زر بسته شده بیشتر یاد تو افتادم .
عهد من و تو نه در عالم زر بلکه در این دنیا بسته شده بود .

پنجشنبه، تیر ۱۸، ۱۳۸۸

Solitude

به دنبال رهایی از دل تنگی هایم تمام خیابانهای شهر را با یاد تو میگذرانم .
توچال را بی تو قدم میزنم . همان جایی که بعد از آن دوماه کذایی باهم حرف زدیم و به دره سنگ پرتاب کردیم .
در سوپر استار تنها شام میخورم . من در نگاه دختران بلوند خنده خود را نمی بینم . من مرد زنان کیف طلایی نیستم . تا تو هستی ،
کم رنگ نمی شوی ، چه برسد که بخواهد محو شوی . اصلا قرار نیست نباشی . هر چند خودت بخواهی.
غم نبودنت چون بغضی همیشه همراه من خواهد بود . تا باشد گره از این بغض بگشایی
زندگی ادامه دارد ؛ سخت وآسانش را تو تعین میکنی
 

سه‌شنبه، تیر ۱۶، ۱۳۸۸

All The Blue Changes

این روزها بیشتر از دل تنگی پشیمانم . پشیمان کارهایی که میتوانستم در حق ات انجام بدهم و ندادم .
اما دل تنگی ازلابه لای موسیقی ها ، کتابها ، فیلم ها و عکسها بیرون میریزد .
در فکر جبرانم و هنوز امیدوار

شنبه، تیر ۱۳، ۱۳۸۸

روز چهارم

اين نوشته بايد همان روز منتشر ميشد . نه اينكه بعد از دو روز يك حس بيات شده را بنويسم .

راستش را بخواهي بعد از اينكه خوشبو ترين دسته گل عمرم را خريدم خيلي عجله كردم كه به موقع برسم . ليموناد باغ فردوس مثل هميشه نبود . ترش بود . ديدارمان هم مثل هميشه نبود .  اين وسط نه قولي بود ، نه تضميني و نه زماني . فقط يك حس احترام بود . مزه مزه كردن تمام خاطرات شيرين آن سالها . توافق هايي براي بهتر كردن اوضاع . براي اينكه شايد بيايد روزي كه من و تو دوباره اينجا روبروي هم بنشينيم و بدون ترس از يادكردن خاطرات ، خودمان خاطره شويم .
حرفهاي منطقي مان تمام شد . دلمان را روي ميز کافه ویونا جا گذاشتيم .
سر ميرداماد پشت چراغ قرمز وقتي دور شدنت را ديدم احساس خلاء كردم . يك جور سردرگمي .
حرف زياد است ولي باشد براي 

يه روزي ، يه وقتي ، شايد تو يه زمستون برفي قرارما "باغ فردوس؛ ساعت پنج بعد از ظهر"


سه‌شنبه، تیر ۰۹، ۱۳۸۸

روز سوم

امروز صبح دلم گرفته بود . نه از این دل گرفتگی های ادبیاتی ، یه دل گرفتگی واقعی . احساس خفگی میکردم . انگاری که چیزی روی سینه ام مانده باشد . به گمانم هوای تو بود . تا بعد از ظهر به همین منوال گذاشت تا اینکه صدایت را شنیدم . زنده شدم ، بال بال زدم . عصر دکتر مجد را پیدا کردم . تو گفنه بودی پیشش خواهی رفت . موجود نازنینی به نظر میرسد . آنقدر از تو تعریف کردم که خواست حتما تو را پیشش ببرم . گفتم که تو زودتر ازمن دنبالش بودی .
فردا می بینم ات و این موهبتی بزرگ است . سراسر وجودم پر از عشق است و امید . چون هنوز تو را دارم . مثل نوبتهای اول خوابم نمیبرد . بس که هیجان دارم . فردا را من چشم در راهم